«جئنالنبغي!» فاتحين خرمشهر در روز سوم خرداد 1361 در حالي وارد خونين‌شهر شدند كه اين جمله بر روي بيشتر در و ديوارها نقش بسته بود. بعثي‌ها سرخوش از پيروزيهاي به نسبت برق‌آساي خود با وقاحت تمام بر ديوارها نوشته بودند «آمده‌ايم كه بمانيم!!!». البته خواب پريشان صدام از مدتها پيش از جنگ آغاز شده بود. آنها در تبليغات سراسري خود در نيمه اول سال 1359، هيچي نشده اسم خرمشهر را «محمده»، آبادان را «عبادان» و خوزستان را «عربستان» گذاشتند! «چه غلطا!» حالا بچه‌هاي ما چه كار كردند؟!!!


نيروهاي منسجم كشورمان در يك حماسه ورجاوند نه تنها 20 درصد از توان، سازمان و استعداد ارتش عراق را نابود كرده و با لگد بعثي‌ها را با فضاحت از خرمشهر بيرون كردند بلكه پس از مدتي آسمان بصره را نيز روي سر صداميان خراب نمودند. اين است آنچه كه دنيا مي‌گويد: «غيرت ايراني» در آخر به آنهايي كه چشم بد به اين گربه خفته دارند مطالعه تاريخ را توصيه مي‌كنيم!!!

دو تن از سواركاران نيروي هوايي، مشغول بازرسي سامانه‌ها پيش از پرواز هستند. خلبان سمت راستي در يك گپ خودموني با موشك اسپارو با عرض خيرمقدم، وظيفه خطيرش در انهدام حداقل يك لاشخور بعثي را به وي گوشزد مي‌كند. ناگفته نماند خلبان بر خود لازم نديد كه عين اين كلمات را براي سايدوايندر نيز تكرار كند چون «به در مي‌گه، ديوار مي‌شنوه»!

روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خاست          وندر طلب طعمه پر و بال بياراست

بر راستي بال نظر كرد و چنين گفت             امروز همه عرش زمين زير پر ماست

بر اوچ چون بپرم از نظر تيز                          مي‌بينم اگر ذره‌اي اندر ته درياست

گر بر سر خاشاك يكي پشه بجنبد                   آن پشه عيان در نظر ماست

«ناصر خسرو»

«در جستجوي راسو»

خلبانان ايراني در طول جنگ علاوه بر خلبانان عراقي با خلباناني از ديگر ملل دنيا نيز درگير بودند. خلبانان مصري طبق شواهد و مدارك مستند بارها هدايت جنگنده‌هاي ميگ 23 وMiG-21 نيروي هوايي عراق را بر فراز آسمان ايران به عهده گرفتند. اين در حالي بود كه خلبانان بلژيكي، افريقاي جنوبي، استراليايي و حتي يك امريكايي كه در اواخر جنگ با جنگنده‌هاي ميراژ F1EQ عراق ماموريت انجام مي‌داد، فعالانه در خدمت نيروي هوايي بعثي‌ها پرواز مي‌كردند. به علاوه خلبانان فرانسوي و اردني كه به عنوان استادخلبان در عراق فعاليت مي‌كردند چندين ماموريت جنگي عليه كشورمان را رهبري هدايت كردند.

ستون فقرات يگان مزدوران، خائنان و نون به نرخ روزخوران، خلبانان زبردست اهل شوروي و آلمان شرقي بودند كه با مهارت فوق‌العاده‌اي فاكس‌بت‌هاي عراقي را به كار كشيدند. اگرچه وزارت دفاع روسيه از افشاي اسناد دخالت اتحاد جماهير شوروي (پيشين) در جنگ تحميلي امتناع مي‌ورزد، جزييات خيانت آشكار آنها از طريق ديگر منابع كاملا روشن شده است. جالب‌تر اين‌كه گزارشاتي در دست است كه نشان مي‌دهد استادخلبانان شوروي مواجهه زيادي با تامكت‌هاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي داشتند كه در چندين مورد خلبانان تيزپرواز ما موفق به سرنگوني اين مزدوران شدند، اگرچه همواره گلچين بهترين اين خلبانان بي‌غيرت براي پرواز انتخاب مي‌شدند.

مستشاران اتحاد شوروي در اوايل دهه هفتاد ميلادي در حالي به تعداد فوق‌العاده وارد عراق شدند كه مسكو به عنوان مقابله با امريكايي كه ايران را كاملا تحت سلطه خود داشت، سعي در افزايش نفوذ خود در دولتهاي منطقه مي‌نمود. اگرچه اين طرح در نهايت با شكست مواجه شد، با اين‌ حال استادخلبانان شوروي هدايت صدها فروند جنگنده‌اي كه عراق در سال 1357 به اتحاد جماهير شوروي سفارش داده بود را برعهده داشتند.

در برهه‌اي از جنگ كه روابط بغداد ـ مسكو به سردي گراييده بود، شوروي‌ها براي پيش‌دستي تجهيزات فوق‌ پيشرفته‌اي را براي آزمايش در جنگ واقعي در اختيار عراقي‌ها قرار دادند. اين تسليحات شامل جنگنده‌هاي ميگ MiG-27 مسلح به موشكهاي هوا به زمين Kh-29T/L بود كه در اسفند سال 1364 وارد عراق شد. اين جنگنده‌ها به صورت بسيار گسترده در پشتيباني از ضدحمله عراقي‌ها برعليه رزمندگان ايران طي عمليات «فاطمه زهرا» كه به تصرف آزادراه راهبردي «بصره ـ اماره» در عمق خاك عراق انجاميد به كار گرفته شدند.

اين يگان اعزامي از اتحاد شوروي كه شامل 10 نفر خلبان و حدود 10 فروند ميگ MiG-27 بود روزانه دو نوبت پرواز جنگي انجام داده و به وسيله موشكهاي مزبور ضربات سختي بر پيكر نيروهاي ايراني مستقر در خط مقدم وارد نمود. طبق روال معمول، جواب نيروي هوايي ايران كه به‌طور پي‌درپي شاهد معرفي تهديدي جديد از جانب نيروي هوايي عراق بود جوابي دندان‌شكن است. نيروي هوايي ارتش تعدادي از رهگيرهاي خود را به كمين ميگ‌هاي متجاوز فرستاد. اصل غافلگيري كاملا موفقيت‌آميز اجرا شد و 4 خلبان و جنگنده شوروي به وسيله 3 تيرموشك فينيكس تامكت و يك تيرموشك اسپارو فانتوم به گل نشستند. 3 خلبان شوروي جان خود را تقديم چنگال قدرتمند ققنوس كردند ولي چهارمي توانست خروج اضطراري موفقيت‌آميزي داشته باشد. بلافاصله نيروي هوايي عراق طي يك عمليات جستجو و نجات جنگي بسيار گسترده با 12 فروند جنگنده اسكورت و 20 فروند بالگرد هوانيروز براي نجات اين خلبان مزدور باارزش وارد عمل شد. خلبان نجات‌يافته به همراه ديگر همكاران و جنگنده‌هاي باقيمانده بلافاصله با كوله‌باري از خاطرات تلخ به كشور خود بازگشتند.

جنگنده ديگري كه به‌طور وسيعي عملا توسط شوروي‌ها در ميدان جنگ آزمايش شد، جنگنده ميگ MiG-25BM، «راسوي وحشي» بود. چند فروند از اين‌گونه اكتشافي فاكس‌بت در سال 1365 به مدت چند هفته به عراق اعزام شده و در پايگاه هوايي «الوليد» مستقر شدند. از جزييات فعاليت اين جنگنده در عراق اطلاعات دقيقي در دست نيست اما آنچه به صورت مستند موجود بوده و البته مدت كوتاه اقامت BM در عراق نيز گواه آن است، مورد اصابت قرار گرفتن يكي از همين جنگنده‌ها به وسيله موشك فينيكس بود. راسوي مزبور در حال بازگشت از ماموريت، در حوالي مرز ايران ـ عراق در حالي كه در بيشترين سرعت و ارتفاع خود بود، مقهور مهارت دستان خلبان تامكت ايران شد.

در آبان ماه سال 1366، يگان اعزامي ميگ MiG-25BM با تجهيز به 4 جنگنده نو ديگر، ورود خلبانان تيپ شناسايي 164 و 98 و 130 نفر كارشناس فني به همراه تجهيزات و قطعات يدكي، جاني دوباره يافت. مهمات وارد شده به الوليد براي اين گردان شامل موشكهاي ضدرادار Kh-58U (AS-11) و (AS-12) Kh-25MP بود. هدف اصلي از وارد كردن BM به ميدان، آزمايش سامانه پادكار الكترونيك اين جنگنده عليه F-14هاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود، اگرچه ارزيابي موشك شرقي Kh-58U عليه آتشبارهاي زمين به هواي غربي MIM-23B هاوك نيز به عنوان هدف فرعي مدنظر بود.

نخستين ماموريت يگان مزبور در تاريكي نيمه شب 17 آبان از مبدا پايگاه هوايي «سامرا» به مقصد پايگاه هوايي «مهرآباد» كه در آن زمان توسط دو آتشبار زمين به هواي هاوك محافظت مي‌شد صورت گرفت. علاوه بر آن 15 فروند F-14A آماده پرواز، مسلح به موشكهاي AIM-54A انتظار پرندگان خصم را مي‌كشيدند. اين حمله و حمله روز بعد كه توسط خلبانان شوروي انجام شد بسيار موفقيت‌آميز بود. ميگ MiG-25BM كه قابليت خود را در پرواز در ارتفاع بيش از 68،000 پا را اثبات كرده بود با مصونيت از هرگونه مجازات حداقل يكي از پايگاههاي راداري نزديك پايگاه يكم شكاري را از كار انداخت. عراقي‌ها سرمست غرور دومين پيروزي متوالي اسلحه جديدشان، مقدمات انجام سومين ماموريت را در شب 20 آبان فراهم كردند.

راسوي مغرور متجاوز با هدايت مزدوري اهل اتحاد جماهير شوروي غافل از اين‌كه در خدمت رژيمي است متجاوز كه براي ريختن خون نظاميان و حتي غيرنظاميان از هيچ جنايتي فروگذار نمي‌كند وارد مرزهاي كشورمان شد. به علاوه او نمي‌دانست كه دستش اين بار رو شده و عقابي تيزچنگ در كمين اوست. BM مزبور توسط F-14 نيروي هوايي در حالي رهگيري شد كه سامانه پادكار الكترونيك قدرتمند جنگنده عراقي با تمام قدرت در حال انجام وظيفه بود. با رسيدن در برد موشك، بلافاصله ققنوس داستان براي شكار راسوي متجاوز بال مي‌گشايد. خلبانان كاركشته تامكت به علم به قدرت فوق‌العاده سامانه ECM جنگنده دشمن موشك فينيكس را در حالت «آشيانه‌ياب در حال اخلال» به سمت هدف شليك مي‌كند. همكاري مثال‌زدني و بدون نقص AWG-9 با AIM-54A باعث شد موشك در مدتي كوتاه سر بخت هدف برسد. ققنوس پير كه سالها از تولدش مي‌گذشت و بدون شك از كمبود قطعات يدكي نو رنج مي‌برد نتوانست سرجنگي خود را منفجر كند با اين حال نهايت تلاش خود را براي پرداخت حق‌الزحمه دشمن به كار بست. موشك فينيكس دم ميگ MiG-25 را قيچي كرد و با توجه به اين‌كه درگيري در نوار مرزي صورت گرفت خلبان شوروي هيچ چاره‌اي جز فرود اضطراري نداشت. جنگنده عراقي ديوانه‌وار و افسار گسيخته به اين طرف و آن طرف مي‌رفت تا اين‌كه خلبان موفق شد آن را به باند فرود بكوبد و مراتب نابودي جنگنده را فراهم آورد. «يك بار جستي ملخك، دو بار جستي ملخك» دولت وقت اتحاد جماهير شوروي سراسيمه نيروي هوايي‌اش را وارد عمل كرد و با وجود نظاره كامل صحنه توسط ماهواره‌هاي امريكايي، يك فروند Il-76 ترابري براي بارگيري لاشه ميگ MiG-25 به محل فرستاده شد. چهار روز بعد مراسم پرسوز و گداز وداع نيروي هوايي و دولت بعث با نفرات و جنگنده‌هاي BM در پايگاه الوليد بود. البته ميگ MiG-25BM يك بار ديگر نيز طي جنگ سري به عراق زد اما اين بار با دستي پرتر! در تيرماه 1367 يعني در روزهاي آخر جنگ BM ماموريت يافت تا آخرين گونه ارتقايافته موشكهاي ضدرادار Kh-58U و Kh-31P را عليه رادارهاي هشدار زودهنگام موج كوتاه دوربرد «وستينگهاوس» ADS-4 ايران آزمايش كند. موشك مزبور اين بار نيز موفق عمل كرده و توانست رادار «سوباشي» همدان را مورد اصابت قرار داده و با وجود پرسنل آموزش ديده و باتجربه، خسارات سنگيني را به آن سايت راداري وارد نمايند.

دفاع از خوزستان

در آبان‌ماه 1366 همزمان با آزمايش ميگ MiG-25BMهاي نيروي هوايي شوروي در عراق، رژيم بعث حملات وسيعي را عليه پايگاههاي هوايي استان خوزستان صورت داد. اين حماقت عراقي‌ها باعث شدت يافتن درگيري‌هاي هوايي شد و مرحله‌اي از جنگ آغاز شد كه تا پايان ادامه يافت و موجبات فرسايش بيش از اندازه طرفين را فراهم آورد.

براي نمونه در روز 24 آبان يك فروند F-14A يك دسته از ميراژ F1EQهاي عراقي را بر فراز «گچساران» رهگيري مي‌نمايد. با استفاده از موشكهاي اسپارو يكي از ميراژها ساقط شده و يكي ديگر به شدت صدمه مي‌بيند. نيروي هوايي به دلايل نامعلومي براي ما، دو پيروزي هوايي در اين نبرد را به نام خلبان تامكت ثبت مي‌كند.

در همين زمان بود كه درصد عملياتي بودن F-14ها به شدت كاهش يافته و به‌طور ميانگين نيروي هوايي تنها 15 فروند تامكت عملياتي در فهرست موجودي خود داشت. البته 20 فروند ديگر نيز قابل پرواز بودند اما بدون رادار AWG-9! ذخيره موشكهاي فينيكس نيز به سرعت در حال اتمام بود. به علت كمبود باتريهاي گرمايي يدكي تنها 50 تيرموشك عملياتي آماده شليك در انبارها موجود بود. تنها منبع تهيه اين باتريها خود ايالات متحده بود كه شيطان‌صفتان امپرياليست براي هر يك باتري قيمتي حدود 10،000 دلار گذاشته بودند! در مجموع نيروي هوايي تا سال 1369 (دو سال پس از پايان جنگ) نتوانست باتريهاي گرمايي را براي موشكهاي AIM-54A فراهم كند. تامكت‌ها و فينيكس‌هاي انگشت‌شمار باقيمانده با دقت فوق‌العاده‌اي مورد كاربري قرار گرفته و فقط براي دفاع از مناطق راهبردي نظير خارك و تهران به پرواز در مي‌آمدند. با افزايش حضور نظامي ناوگان پنجم نيروي دريايي ايالات متحده در خليج‌فارس و درياي عمان، نيروي هوايي مجبور شد كه تعدادي از تامكت‌هاي خود (به خصوص آنهايي كه از آمادگي عملياتي بسيار بالايي برخوردار بودند) را به بندرعباس بفرستد كه اين اجبار باز هم ضربه‌اي بود بر پيكر F-14 هاي كم‌تعداد! نيروي هوايي عراق با استفاده از اطلاعاتي كه منابع اطلاعاتي ديگر كشورها در اختيارش قرار داده بودند متوجه شد كه وقت آن است كه «ضربه نهايي» خود را بر پيكر خارك و ناوگان نفتكش‌هاي ما وارد كند. يكي از خلبانان در اين باره توضيح مي‌دهد: «در بهمن 1366 نيروي هوايي عراق فعاليت بيش از حدي از خود به نمايش گذاشته و حملات زيادي عليه نفتكش‌هاي ما صورت داد. سپس آنها با آغاز نمودن تهاجم عليه خارك و ديگر تاسيساتي كه ما براي صدور نفت به آنها متكي بوديم، شرايط را بيش از پيش بحراني‌تر و شديدتر كردند. با توجه به تعداد بسيار زياد نفتكش‌هاي ما، از اين بابت خطري احساس نمي‌شد اما انهدام تاسيسات نفتي خارك، لارك و ديگر پايانه‌هاي نفتي مساله‌اي غيرقابل اغماض بود.»

گردان 115 شكاري كه به تازگي با تجهيز به نخستين سري 12 فروندي از ميراژهاي F1EQ-6 تشكيل شده بود با آغاز عملياتهايي عليه اهداف خود در خليج‌فارس، به تامكت‌هاي گردان 81 شكاري اعلام جنگ نمود. تامكت‌ها با آن‌كه تا آن زمان با انواع و اقسام جنگنده‌هاي شرقي و غربي دست و پنجه نرم كرده بودند در اين برهه، با پيشرفته‌ترين، قدرترين و خطرناك‌ترين حريف خود روبه‌رو شدند. اين‌گونه به خصوص از ميراژ F1 كه به آخرين گونه از رادار «سيرانو 4» مجهز شده بود قابليت تسليح به موشكهاي هوا به هواي ميانبرد «سوپرماترا D530» را داشت. اين موشك كه اصلا براي «ميراژ 2000» طراحي و ساخته شده بود به همراه 30 تير از گونه آموزشي آن و نيز 80 تير گونه بهبوديافته موشك «ماژيك MK2R550» در دي‌ماه 1366 به‌طور محرمانه به نيروي هوايي عراق تحويل داده شد. اين تازه واردها به علاوه براي مقابله با رادار كهنه‌كار AWG-9 به سامانه‌هاي پادكار الكترونيك جديدي نيز تجهيز شده بودند. يكي از خلبانان توضيح مي‌دهد: «عراقي‌ها، فرانسوي‌ها، شوروي‌ها و بسياري ديگر از حاميان رژيم بعث تمام توان خود را براي اخلال و از كار انداختن AWG-9 به كار بسته بودند. اين كار و تلاش دسته‌جمعي آنها نشان از وحشت آنها از تامكت و چشمان تيزبين اين پرنده داشت. مدتها بود انواع و اقسام سامانه‌ها و روشها مورد استفاده قرار مي‌گرفت. روش اخلال فريب، اخلال رگباري، اخلال نقطه‌اي و اخلال سنگين، اما هيچ‌كدام بر اين سرباز كاركشته كارگر نبود.

آنچه كه AWG-9 را در مقابل اين ترفندها و سامانه‌ها خلل‌ناپذير كرده بود، فركانس كاري بسيار بالا به علاوه چابكي فركانسي آن بود. اگر آنها به ندرت موفق به اخلال AWG-9 بر روي فركانس به خصوصي مي‌شدند ما به راحتي فركانس كاري را عوض مي‌كرديم. بماند كه اگر سيگنالي مانع از اسكن دقيق آسمان توسط اين رادار شود به صورت خودكار راهي به درون آن پيدا نمي‌كند. ما در موارد انگشت‌شماري دچار مشكل شديم كه آن هم معمولا در به كارگيري موشك AIM-7 اسپارو رخ داد نه AIM-54 فينيكس! در طي نبرد سامانه‌هاي پادكار الكترونيك و رادار AWG-9، ما هيچ‌گونه آسيب‌پذيري در موشك فينيكس مشاهده نكرديم.»

خلبانان تامكت آشنايي بدون نقصي از F1 و موشكهاي سوپر 530D/F داشته و در منحرف كردن اين موشك از مسير هدف به مشكلات معدودي برخورد كردند.

پشتيباني روزافزون ناوها و هواپيماهاي جنگي نيروي دريايي ايالات متحده از نيروي هوايي عراق در خليج‌فارس، گشتزني و رهگيري در اين منطقه را بيش از پيش سخت‌تر كرده بود. امريكايي‌ها نه تنها اطلاعات موقعيت هدف را در اختيار نيروي هوايي عراق مي‌گذاشتند بلكه خلبانان عراقي را از وجود تامكت‌ها مطلع كرده و رادارهاي هشدار زودهنگام زميني را مختل مي‌كردند. كار محافظت از نفتكش‌ها و تاسيسات نفتي توسط نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي روز به روز مشكل‌تر مي‌شد.

نخستين درگيري بزرگ در اين مرحله در ساعت 9:30 صبح روز بيستم بهمن ماه 1366 هنگامي رخ داد كه رادار هشدار زميني كهكيلويه حركت تعدادي از جنگنده‌هاي عراقي به سمت كارواني از نفتكش‌هاي ايران كه به سوي خارك در حال سفر بودند را گزارش كرد. بلافاصله دو فروند F-14A به سمت هدف باند پرواز را ترك كردند. طبق برنامه تنها يك فروند از آنها با عراقي‌ها درگير شد كه صد البته از سر عراقي‌ها هم زياد بود. رادار زميني تامكت شماره يك را به سمت هدف راهنمايي كرده و كمك‌خلبان با رادار هواپيما منطقه را به دقت مورد بررسي قرار مي‌دهد. با كشف 6 فروند ميراژ، نبردي سنگين راس ساعت 10:11 صبح آغاز مي‌شود. خلبان از فاصله 10 كيلومتري نخستين AIM-7E-4 را شليك كرده و موشك با طي مسيري بدون نقص، نخستين ميراژ را به همراه شعله‌هاي آتش روانه خاك كرد. بلافاصله توجه خلبان به سمت دو فروند ميراژ ديگر كه از سمتهاي مختلف به وي نزديك مي‌شدند جلب شد. يكي از سمت چپ و ديگري از سمت راست. هر دو به سرعت شيرجه زده و با شدت هرچه تمامتر به سمت راست گردش مي‌كنند. با توجه به رنگ استتار خاكستري كه بر روي ميراژهاي مجري عملياتهاي دريايي اعمال مي‌شد ميراژ مزبور گونه EQ-5 تشخيص داده شد.

خلبان تامكت ما با گردش شديدي پشت مهاجمان قرار گرفته، مهارت كامل خود را به رخ دشمن كشديده و به صورت غيرمستقيم به آنها مي‌فهماند «كار هر بز نيست خرمن كوفتن، گربه نر (!) مي‌خواهد و مرد كهن». در اين لحظه تفاوت آشكار مهارت خلبان ايراني با خلبان عراقي كاملا خود را نشان مي‌دهد. خلبان عراقي در اشتباه مهلكي ]كه البته طبيعي هم بود. بندگان خدا اين كاره نبودند![ گردش به چپ كرده و دم هواپيمايش را دو دستي در اختيار F-14 قرار مي‌دهد. خلبان فرصت‌طلب تامكت از موقعيت به دست آمده نهايت استفاده را نموده و دكمه شليك موشك سايدوايندر را فشار مي‌دهد كه متاسفانه موشك نقص فني داشته و شليك نمي‌شود. بلافاصله با سرعت عملي مثال‌زدني، ديگر موشك AIM-9P را انتخاب، شليك و درون آَشيانه قرار گرفتن موشك را مشاهده مي‌كند. ]به نظر شما چه اتفاقي افتاد؟!! خوب معلومه[ جنگنده فرانسوي متلاشي شد!

با توجه به اين‌كه سوخت رو به اتمام بوده و تانكري نيز در آن نزديكي‌ها پرواز نمي‌كرد خلبان تصميم بازگشت به بوشهر مي‌گيرد. يك ساعت بعد همان خلبانان دوباره بال گشوده و براي رهگيري هدفي به پرواز در مي‌آيند. با رسيدن به ارتفاع 20،000 پا كمك‌خلبان شروع به جستجوي منطقه مي‌كند. با گرفتن سمت و سرعت از رادار زميني آنها به سمت جنوب شرقي گردش كرده و در فاصله 16 كيلومتري دو جنگنده را رديابي مي‌كنند. دوباره فرصتي بود تا اسلحه‌اي به غير از فينيكس به كار گرفته شود. خلبان، پس‌سوز را روشن كرده و مستقيما به سمت جنگنده‌هاي عراقي شيرجه مي‌زند.

F1هاي عراقي جنگنده تامكت تنهاي ما را مشاهده كرده و با سرعت بالا هر كدام به سمتي گردش كردند و با آمدن به سطح دريا سعي در فرار از چنگال F-14 را داشتند. اين تاكتيك عراقي‌ها با يك گردش حساب شده تامكت نقش بر آب شد و F-14 دقيقا پشت سر دشمنان قرار گرفت. عقربه‌هاي ساعت، زمان 12:42 ظهر را نشان مي‌داد كه خلبان موشك AIM-9P را به سمت ميراژ شليك مي‌كند. ثانيه‌هايي از شليك موشك به سمت دشمن نگذشته بود كه ميراژ ديگري به‌طور بسيار خطرناكي پشت سر تامكت قرار مي‌گيرد. خلبان بدون ديدن نتيجه شليك موشك بلافاصله گردش كرده و خود را از تيررس ميراژ دشمن دور مي‌كند. با چند مانور ديگر و اطمينان از اين‌كه ديگر هواپيمايي پشت سرش قرار ندارد، خلبان خود را به نقطه‌اي كه موشك را شليك كرده بود مي‌رساند. بر روي سطح دريا قطعات بزرگي از لاشه سوخته هواپيما كه در سطح وسيعي پخش شده بود به چشم مي‌خورد ]بابا تو ديگه كي هستي!!![. اطمينان از پيروزي هوايي وي را ملوانان مستقر در كشتي‌هاي آن منطقه تاييد كردند.

خلبان تامكت داستان، در ادامه به علت رشادت در درگيري مورد تشويق قرار مي‌گيرد.

اين درگيري يكي از معدود اتفاقاتي بود كه مصاحبه‌اي با خلبانان آن صورت گرفته و در سطح رسانه ملي پخش شد و همگان از اين پيروزي غرورآفرين خوشحال شدند. اين توفيق بزرگ با انكار شديد رسانه‌هاي غربي در آن زمان مواجه شد زيرا آنها هنوز هم به عملياتي بودن F-14 و همچنين شجاعت و مهارت خلبانان ما شك داشتند.

ادامه دارد...